اسفند 88
اسفند 88 ايناز دقيقا يک سال 1 ماهش بود تا حالابلند مي شد دست از وسيله ها مي گرفت راه مي رفت ولي به تنهايي زياد تعريفي نبود ، مامانم زنگ زد بپرسه ايناز راه ميره يا نه گفتمش نه! ناراحت شدم بعد از نيم ساعت که از تلفن مامانم مي گذشت آيناز به تنهايي بلند شد شروع کرد راه رفتن . اولين قدم هاش رو که بر مي داشت من و باباش چه ذوقي مي کرد تشويقش مي کرديم مي خنديدم واقعاً چه لحظه قشنگي بود اولين راه رفتنش .
اين عکس هم همون موقع گرفتم که مرتب بلند مي شد راه مي رفت مي افتاد زمين دوباره بلند مي شد

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

اسفند 88 
